در روز بنج شنبه بیست و سوم مهرماه سال جاری با شنیدن خبری مبهم درباره صید دو قطعه ماهی عجیب توسط آقای محمد نیکخواه در اسکله قایقرانی دریاچه زریبار، راهی محل شدیم. با مشاهده ماهیهای صیدشده و بررسی فیزیولوژیک و مورفولوژیک آنها، اطلاعات حاکی از حضور ماهی پیرانا در دریاچه زریبار بود.
این ماهی با نام علمی Pygocentrus nattereri متعلق به خانواده Characidae است. حدود 40 سانتیمتر طول دارد. بومی آمریکای جنوبی و مهمترین زیستگاه آن رودخانه آمازون است. تا کنون 1100 گونه ماهی در خانوادهی کاراسیدهها شناسایی شده است که در حدود 30 گونه از آنها متعلق به پیراناها است. پیراناها از جمله ماهیان همه چیز خوارند که به صورت گروهی زندگی میکنند. برخی از انواع پیراناها مهاجم و برخی دیگر بیخطر هستند. اما در اکثر نقاط دنیا از پیراناها به عنوان قاتل یاد میکنند. البته ناگفته نماند پیراناهای مهاجم واقعا قاتل هستند. به طوری که دسته 20 تایی از آنها قادرند یک گاو را ظرف مدت 15 دقیقه بخورند و چیزی جز استخوان باقی نگذارند. این ماهیان دارای دندانهای تیزی هستند و بعضی از قبایل ساکن آمریکای جنوبی به طور سنتی از دندانهای آنها به عنوان ابزارهای بریدن استفاده میکنند. پیراناها انواع مختلفی دارند که از آن جمله میتوان به پیرانای ناتری، پیرانای خالدار، پیرانای سیاه، پیرانای شکم قرمز و… اشاره کرد که البته همگی خطرناک نیستند: مثلا پیرانای شکم قرمز تنها به جانداران زخمی و مرده هجوم میآورند، در مقابل پیرانای ناتری به هر جانداری حمله میکند و باداشتن فکهای بسیار قوی و پر از دندانش میتواند هر نوع گوشتی را بدرد و ببلعد. وجود این ماهیها در رودخانههای محل عبور گلههای گاو یکی از مشکلات دامداران آمریکای جنوبی است. به طوری که در فصل کوچ یا عبور گلهها از رودخانهها، برای دامداران مشکل ایجاد میکنند. برای حل این مشکل گلهداران در سال گاوی را که از همه ضعیفتر است، هنگام عبور گله، در پایین دست رودخانه رها میکنند و در زمانی که پیراناها مشغول خوردن این گاو هستند، بقیه گله را از بالای رودخانه عبور میدهند.
صادرات پیراناها به علت خطر ناک بودن به بسیاری از کشورهای دنیا ممنوع است. اما علی رغم این قضیه صادرات آن توسط قاچاقچیان حیوانات انجام میشود. در کشور ایران نیز انواع مختلف آن به عنوان ماهی آکواریومی وجود دارد.
با توجه به موارد ذکر شده حضور ماهی پیرانا به عنوان یک گونه غیربومی، تهدیدی جدی برای دریاچه زریبار و گونههای بومی آن است. پیرانا گونهای مهاجم است و از ماهیهای زنده، پرندگان، باقیمانده جانداران و سبزیجات تغذیه میکند. لذا از یک سو این گونه دارای آشیان غذایی وسیعی است که باعث سازگاری هر چه بیشتر آن با شرایط محیطی دریاچه زریبار شده و در صورت یافتن یکدیگر و داشتن تولیدمثل موفق، جمعیت آنها افزایش یافته و به تدریج از جمعیت گونههای بومی کاسته شده و در نهایت پیروزی این گونه در رقابت با گونههای بومی حتمی است. از سوی دیگر نسخه ژنتیکی گونههای بومی دریاچه زریبار طی چندین هزار سال و با توجه به شرایط محیطی آنها تکامل یافته است و فاقد اللهای موجود برای مقاومت در برابر بیماری و انگلهای احتمالی گونههای غیر بومی هستند. بنابراین وجود بیماری یا انگل احتمالی میتواند باعث اپیدمی(همهگیری) در جانداران دریاچه شده و فاجعهای بزرگ رخ دهد.
اما گذشته از اینها یافتن منشا ورود این گونهها به دریاچه زریبار امری اساسی است. با توجه به شواهد و اطلاعات موجود دو مورد از احتمال بالایی برخوردارند:
- رهاسازی از آکواریوم به دریاچه زریبار توسط اشخاص ناآگاه
- رهاسازی عمدی جهت برهمزدن چرخه طبیعی دریاچه زریبار
با توجه به سوابق گذشته، صید یک قطعه از ماهی پیرانا در شهریور ماه سال جاری در اسکله قایقرانی، همچنین صید یک قطعه ماهی سرسوسماری پوزهدراز در روستای ینگیجه در فروردین ماه سال جاری، رهاسازی ناآگاهانه آنها از آکواریوم، دلیل ورود آن به دریاچه معرفی شد. اما پس از گذشت شش ماه و یافتن نمونه دیگری از این ماهیهای غیربومی، احتمال رهاسازی عمدی این گونهها به دریاچه زریبار نیز میتواند مطرح گردد. چراکه وجه مشترکی بین گونههای صید شده وجود دارد که شامل گوشتخواربودن، مهاجمبودن، بومی آمریکای جنوبی است. مهمتر اینکه شرایط زیستی گونههای غیربومی یافتشده (یعنی آبشیرین، PH و دما) با شرایط دریاچه زریبار مطابقت دارد. بنابراین احتمال رهاسازی ناآگاهانه آن به دریاچه زریبار اندک است.
لذا بررسی ماهیان دریاچه زریبار و یافتن منشا ورود گونههای غیربومی در اولین فرصت توسط مسئولین ذیربط امری ضروری است. چرا که پیشگیری بهتر از درمان است، اگرچه طی دو دهه اخیر ماهیان بومی دریاچه زریبار به دلیل احداث سد و قطع ارتباط دریاچه زریبار با رودخانه حاشیه آن یعنی محل تخمریزی و زادوولد این گونهها، جمعیت آنها کاهش یافته و با آزادسازی بچهماهی غیربومی توسط اداره شیلات به تدریج تمام گونههای بومی دریاچه منقرض شدند. لذا این تجربه تلخ باید عبرت باشد و از تجربه مجدد این گونه وقایع و دستگاری خودخواهانه انسان در طبیعت جلوگیری گردد.
در پایان نتیجه حاصل نشان میدهد که حفاظت از محیطزیست امری جهانی است و کل موجودات نسبت به تغییرات ایجاد شده توسط انسانها واکنش نشان میدهند و چه بسا انتقال گونهها در خارج از حوزه پراکنش تاریخی و طبیعی آنها، تاثیرات منفی و دارای خسارات جبران ناپذیری است. لذا نحوه رفتار صحیح با موجودات کره زمین در تمام کشورهای دنیا امری مهم و حیاتی است، این فرهنگ چه در آمازون و چه در زریبار باید در بطن جوامع نهادینه شود.
گردآورندگان: جعفر غلامی، محمد سفرنگ، شریف باجور










ثبت دیدگاه