همه ما این واقعیت انکارناپذیر را قبول داریم که آینده هر کشور در دست کودکان آن کشور و تربیت کودکان در دست مادران آن کشور است. آغوش و دامان مادر اولین کلاس درسی است که هر کودک علاوه بر یادگیری الفبای عشق و محبت، مبانی همزیستی و کنشهای اجتماعی را در آن فرامیگیرد. روشن است هرچه آگاهی زنان افزایش یابد این آگاهی به جامعه امروز و نسلهای فردا منتقلشده و موجب سیروسلوک جامعه بهسوی ترقی و تکامل میشود. اگر هر مادر بهطور متوسط دو بچه داشته باشد میتوان گفت که با آموزش مادران، ما به حداقل سهچهارم جامعه آموزش دادهایم.
زنان بهطور طبیعی با طبیعت سازگار و دارای قلبی رئوف و احساسی زیبا هستند
درزمینه اخلاق و فرهنگ زیستمحیطی، تأثیر گفتار زنان بر مردان بیشتر از گفتار مردان برزنان است پس اگر جامعه هدف ما، برای انتقال فرهنگ زیستمحیطی زنان باشند و ما بتوانیم مسائل زیستمحیطی را به زنان بهطور کامل آموزش دهیم میتوانیم اعلام کنیم که باافتخار ما در کار خود موفق بودهایم. بهطور ذاتی و فطری کمتر دیدهشده که زنی، حیوانی را برای خنده و تفریح کشته باشد، کمتر اتفاق افتاده که زنی لاکپشتی را با سنگ بزند، یا با سنگ، سگی را مورد هدف قرا دهد، کمتر اتفاق افتاده که زنی از روی سهو یا عمد جنگلی را آتش زده باشد و یا با تبر به جان درختی افتاده باشد، کمتر زنی از کشتن و نابودی جانوری زیبا خوشحال شده است، کمتر دیدهشده که زنی برای صید پرندهای خود را مخفی کرده باشد و یا پرندهای را در قفس زندانی کرده باشد و این یعنی نیمی از جمعیت انسانی بهطور طبیعی با طبیعت سازگار و دارای قلبی رئوف و احساسی زیبا هستند
مبارزه زیستمحیطی بدون حضور زنان ناکارآمد خواهد بود
اما اگر بسیاری از آنها در مقابل کشتار جانوران، آتش زدن جنگلها، تخریب اراضی کشاورزی برای اهداف گوناگون، آزار و اذیت جانداران، آلوده کردن آبوهوا و از بین بردن مواهب الهی سکوت اختیار کردهاند، تنها به این دلیل است که به آنها آموزش کافی داده نشده و تا حدودی از درد و رنج طبیعت بیخبر مانده و صدای درختان سوخته، پرندگان قفسی و ماهیهای اسیر در تور را به گوش جان نشنیدهاند؛ اما تعداد اندکی از زنان این دیار که خطرات ناشی از تخریب طبیعت را حس کردهاند به دلیل داشتن قلبی مهربان و دلسوزی مادرانه، پرچمدار مبارزه زیستمحیطی و مملو از حس مسئولیت در برابر حیات موجودات هستند؛ بنابراین پرواضح است که مبارزه زیستمحیطی بدون حضور زنان که مادرند و مادر بودن را با تمام وجود درک و احساس میکنند، ناکارآمد خواهد بود. با توجه به اینکه اولین معلمان بشری و نوزادان، مادران هستند آموزش آنها بسیار تأثیرگذارتر از آموزشهای رسمی خواهد بود چون زنان بسیار راحتتر از مردان میتوانند فرهنگ و سواد زیستمحیطی را به کودکان آموزش دهند و آسانتر میتوانند الگوی مصرف را اصلاح کنند.
زنان باید به سلاح دانش و سواد زیستمحیطی مسلح باشند
زنان بهراحتی میتوانند در تمام زمینهها مصرفهای بیرویه را کاهش دهند، تولید زباله را کم کنند، تفکیک و دفع زباله را مدیریت کنند، مصرف آب و مواد شوینده و پاککننده مضر را کاهش دهند و بهراحتی از هدر رفت انرژی جلوگیری کنند؛ اما زنان با تمام عشق و محبتی که بهطور ذاتی به طبیعت دارند اگر به سلاح دانش و سواد زیستمحیطی مسلح نباشند، در این وادی مقدس و پرخطر نمیتوانند تمامقد در برابر مشکلات زیستمحیطی ایستاده و نقش مادرانه خود را تمام و کمال ایفا نمایند. پس همه ما باید تمام توان خود را جهت آموزش مسائل زیستمحیطی به زنان بکار ببریم تا از عشق و عاطفه آنها در حفظ و حراست از طبیعت بهره لازم را کسب نماییم و هرروز شاهد کاهش نابودیهای زیستمحیطی باشیم.
این مطلب در شمارە هفتم ماهنامە چیا (اردیبهشت ۱۳۹۵) بە چاپ رسیدە است.









ثبت دیدگاه