دکتر دارا قسیمی دکترای مهندسی محیط زیست (دانشگاه صنعتی دلفت، هلند )
این روزها خبر احداث مینی پالایشگاه نفت در شهرستان مریوان واقع در دشت بیلو، در مجاورت تالاب آب شیرین زریبار، نگاه حساس و تیزبین دوستداران و فعالان محیطزیست را به خود جلب کرده است. در خبرها به نقل از مقامات مسئول آمده است که در حال حاضر امورات مقدماتی این پروژه مانند مکانیابی و صدور مجوز پایانیافته است و بهزودی کلنگ احداث آن زده میشود. اين پروژه قرار است بااعتباری بالغبر 470-500 میلیارد تومان از محل صندوق ذخیره فرهنگیان ساخته و بهرهبرداری شود. تخمین زدهشده است که این پروژه بتواند در شروع فاز اول برای 100 تا 120 نفر اشتغال ایجاد کند و در صورت بهرهبرداری کامل، این رقم به 500 تا 520 نفر افزایش پیدا کند. همچنین تأکید شده است که در ساخت این پالایشگاه از تکنولوژی فرانسه استفاده خواهد شد و مسائل زیستمحیطی و مخاطرات آلودگی این پالایشگاه در ارتباط با تالاب زریبار در اولویت تیم کارشناسی قرار خواهد گرفت. خوراک این مینی پالایشگاه میعانات گازی و نفت خام خواهد بود. دو مورد اصلی که در پشتیبانی از این پروژه یادشده است عبارتاند از:
= ایجاد اشتغال پایدار و بسترسازی مناسب جهت توسعه صنایع تبدیلی در حوزه نفت،
= کاهش تردد خودروهای سنگین (نفتکشها) و بالطبع کاهش آمار تصادفات و سوانح جادهای در شهرستان.
مقدمه
فارغ از اینکه صندوق ذخیره فرهنگیان به چه شکل فعالیت خواهد کرد و چگونه مینی پالایشگاه مریوان با تکنولوژی روز ساخته خواهد شد (درحالیکه هماکنون بیشتر پالایشگاهها و پتروشیمیهای کشور به علت وجود سایه تحریمها بر اینگونه صنایع، با مشکلات عدیدهی زیستمحیطی روبرو هستند)، نگارنده صرفاً به ذکر عواقب زیستمحیطی این پروژه در دشت بیلو و همچنین اثر اقتصادی طرح بر منطقه به همراه یک سری پبشنهادات اکتفا میکند.
ابتدا مفهوم توسعه پایدار، اهمیت حفظ و نگهداری از محیطزیست در قانون اساسی، پارامترهای مؤثر در ارزیابی زیستمحیطی، موقعیت محل احداث پروژه، نفت و آلایندههای پالایشگاهی به ترتیب موردبحث و ارزیابی قرار میگیرد.
توسعه پایدار (Sustainable Development)
باید دانست تنها یک توسعه سالم وجود دارد و آن توسعهای است که بیش از هر چیزی بر رشد اقتصادی و رقابت بینالمللی مبتنی باشد و این توسعه هرگز پایدار نخواهد ماند، مگر آنکه تمام مؤلفههای آن ازلحاظ اقتصاد، محیطزیست، اجتماع، فرهنگ و سیاست عادلانه محاسبه شوند. امروزه مفهوم توسعه پایدار یک معنای ضمنی و صرفاً زیستمحیطی سازمانیافته نیست، بلکه به جنبههای اجتماعی و اقتصادی آن نیز توجه میکند. به عبارت بهتر، توسعه پایدار محل تلاقی جامعه، اقتصاد و محیطزیست است.
طبق نظر کمیسیون جهانی محیطزیست و توسعه (1987) توسعه پایدار، توسعهای است که نیازهای زمان حال را به بهترین شکل ممکن فراهم آورد بدون اینکه توانایی نسلهای آینده را در تأمین نیازهایشان به مخاطره اندازد؛ بنابراین، توسعه پایدار موظف است میان نیازهای امروزهی بشر از یکسو و از سوی دیگر حفاظت از منابع طبیعی و اکوسیستمهای متعددی که اقتصاد، جامعه ما و نسل آینده به آن وابسته است، تعادل برقرار کند.
اصل 50 قانون اساسی درباره “حفاظت از محیطزیست “
در اصل 50 قانون اساسي آمده است: «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیطزیست كه نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میشود. ازاینرو فعالیتهای اقتصادی و غیر آنکه با آلودگی محیطزیست یا تخریب غیرقابلجبران آن ملازمه پیدا كند، ممنوع است».
ارزیابی اثرات زیستمحیطی (Environmental Impact Assessment, EIA)
وقوع بحرانهای زیستمحیطی و کم شدن منابع، نگرانیهای عمیقی در سطوح مختلف جوامع انسانی ایجاد نموده که ضرورت رفع آن، لحاظ نمودن معیارهای زیستمحیطی در فعالیتهای توسعهای است. ارزیابی اثرات زیستمحیطی روشی کاملاً علمی است که در آن آثار و پيامدهاي زیستمحیطی احتمالي يك طرح شناسایی و پیشبینی میگردد تا در هنگام ساخت و بهرهبرداری طرح، با توجه به شناخت وضعیت موجود و نوع اثرات، کمترین آسیب بر محیطزیست وارد گردد. یکی از اهداف کلی این نوع ارزیابی، بهکارگیری معیارهای زیستمحیطی در برنامهریزی توسعه میباشد. طبق مصوبه مورخ 23/8/90 هیئتوزیران، هماکنون پروژههای ساخت پالايشگاه، خطوط لوله نفت و گاز و انبارهاي نفت و فرآوردههای آن، مشمول ارزیابی اثرات میباشند تا پس از تأييد دفتر ارزيابي زیستمحیطی سازمان حفاظت محیطزیست، عمليات اجرايي آغاز گردد.
گزارش ارزيابي اثرات زیستمحیطی بايد شامل هر دو دوره ساخت (مطالعات امکانسنجی و مکانیابی) و بهرهبرداری طرح باشد و مسئوليت اجرا و زمان هر اقدام بهمنظور رفع يا كاهش آثار سوء زیستمحیطی مشخص گردد. در این بخش از گزارش بهدقت پیشبینی آثار و پیامدهای مثبت و منفی طرح از زوایای مختلفی چون اثر طرح بر محیط فيزيكي (توپوگرافي، خاك، ویژگیهای زمینشناسی، آب، هوا و اقليم)، بر محیط طبيعي و بيولوژيكي (جوامع گياهي و جانوري، زیستگاههای آبي و خشكي)، بر وضعيت بهداشت و سلامت جامعه، بر محیط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي (جمعيت، اشتغال، مسكن، آموزش و بهداشت، اعتقادات فرهنگي و مذهبي، ميراث فرهنگي و …) و همچنین اثر طرح بر کاربریهای اراضي و ديگر طرحهای توسعهای محدوده مطالعاتي باید بررسی و ارزیابی شود و نهایتاً تدابیر بسیار شفاف و علمی برای برخورد با پیامدهای ناشی از سوانح انسانی، انفجارات و نشت آلایندهها در حجم و غلظت بالا و بلاهای طبیعی و موارد غیرمنتظره اتخاذ شود.
موقعیت محل احداث پروژه و اهمیت حیاتی دشت بیلو
دشت بیلو در ۱۵ کیلومتری شهر مریوان با پوشش گیاهی مناسب و چشمههای آب و همچنین جنگلهای اطراف آن بهعنوان یکی از تفرجگاههای طبیعی، پذیرای تعداد زیادی از اهالی شهر و روستاهای اطراف این دشت میباشد. طبق بررسیهای میدانی، مساحت منطقه تعیینشده برای احداث مینی پالایشگاه مریوان بیش از 50 هكتار میباشد كه در محدوده اراضي روستاي بيلو قرار دارد. زمینهای این ناحیه يكي از غنیترین و حاصلخیزترین اراضي كشاورزي منطقه میباشد و تأمینکنندهی بخشی از محصولات كشاورزي و باغي آبي شهر مريوان و حومه است.
از تبعات منفي ساخت پالایشگاه در این محل، علاوه بر تخریب اراضی کشاورزی و نابودی صنعت کشاورزی این منطقه، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- چاههای عمیق و نیمه عمیق تأمینکنندهی آب شرب كنوني مريوان در حاشيه و بعضاً در زون تعیینشده قرار دارد، بهطوریکه فاصلهی ايستگاه پمپاژ آب شرب شهر مريوان تا منطقه مورد درخواست کمتر از 100 متر است.
2- منطقهی مذکور (محل احداث ميني پالایشگاه) در حوالی حوزه آبخيز و آبخوان تالاب زريبار واقع است. سفره آب زيرزميني این محل داراي ارتباط مستقيم با سفره آبي تالاب زريبار میباشد. همچنین تعداد زیادی چاه نیمه عمیق و کمعمق کشاورزی در اطراف سایت موردنظر میباشد.
3- فاصله جایگاه تعیینشده با رودخانه انحرافی قزلجهسو (چهم گهوره) به سمت تالاب زريبار بسیار ناچیز میباشد، این رودخانه، سالانه حجم بالايي از آبهای سطحي را وارد تالاب فوق مینماید. شیب زون و آبهای سطحی آنهم به سمت محدوده ميني پالايشگاه است. البته باید متذکر شد که رودخانه انحرافی قزلچهسو در فصول پربارش مقادير متنابهي رسوبات شن و ماسه، سموم و کود زمینهای کشاورزی اطراف آن را نیز وارد دریاچه میکند.
4- فاصله سایت پالایشگاه تا مجموعه پناهگاه حیاتوحش و تالاب زريبار حدود ٢ كيلومتر میباشد. تعداد زيادي از پستانداران و خزندگان و حیاتوحش منطقه در فصلهای مختلف سال ازلحاظ تغذیهای وابسته به محدوده موردبحث میباشند.
دشت بیلو یکی از زیستگاههای مهم تغذیهای پرندگان مهاجر و بومی تالاب زریبار است که حیات بسیاری از جانوران منطقه به وجود و شادابی این دشت وابسته است. لازم به ذکر است که در این منطقه چندین سایت دیگر فعال و یا در حال ساخت میباشند که مهمترین آنها عبارتاند از شهرک صنعتی، کارخانه شن و ماسه، مرغداریها، محل مانور ارگانهای نظامی و تفرجگاههای مردمی.
نفت و پالایشگاه نفت
از ديدگاه شيميايي، نفت مخلوطي از صدها تركيب مولكولي است كه هيدروكربن ناميده ميشوند. البته نفتي كه از چاه استخراج ميشود، نفت خام ناميده ميشود كه مايعي قهوهاي مايل به سياه است و ممكن است مانند آب، روان و يا مانند قیر غلیظ باشد. نفت خام بهوسیله خط لوله، قطار، كاميون يا كشتي به مكاني به نام پالايشگاه (Refinery) منتقل میشود و در آنجا پس از جدا كردن نمكها و اسيدها، هيدروكربنهاي باقيمانده را پالايش ميكنند تا فرآوردههاي نفتی بهمنظور تأمین انرژي و مواد موردنیاز تولید شود. نفت خام معمولاً بر اساس دو معیار وزن مخصوص و میزان گوگرد تقسیمبندی میشود. نفتهایی که وزن مخصوص (چگالی) پایینتری دارند نفت سبک و نفتهایی که چگالی بالاتری دارند نفت سنگین نامیده میشوند. نفت خام افزون بر هيدروكربنها، ناخالصيهايي نظير نيتروژن، گوگرد، نمك و فلزات (نیکل، وانادیم و مس) نيز در خود دارد.
پالایشگاه نفت یک واحد صنعتی است که در آن نفت خام به مواد مفیدتری مانند گاز مایع، نفت سفید، بنزین، گازوئیل، نفت کوره، آسفالت، قیر و دیگر فرآوردههای نفتی تبدیل میگردد. نفت بهصورت خام یا فراوری نشده کاربرد آنچنانی ندارد.
عواقب زیستمحیطی احداث پالایشگاه و آلایندههای نفتی
بهطور خلاصه تبعات زیستمحیطی این پروژه در دشت بیلو به شرح زیر میباشد:
1- آلوده شدن زمینهای حاصلخیز کشاورزی دشت بیلو و همچنین چاههای آب این منطقه (آلودگی منابع آبی و سفرههای زیرزمینی) براثر عدم رعایت ﺣﺪ ﻣﺠﺎﺯ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﺩﻫﺎﻱ ﺧﺮﻭﺟﻲ پسماندهای (جامد، مایع و گاز) پالایشگاه.
2- در صورت رهاسازی آبهای سنگین پالايشگاه از طریق کانال قزلچهسو، بسیاری از ماهیان تالاب زریبار آلودهشده و در صورت مصرف این آبزیان توسط مردم، احتمال بروز بیماریهای لاعلاج شدت مییابد.
3- واحد تصفيه پساب پالايشگاه براي تصفيه پساب نفتی و فاضلاب بهداشتي طراحي میشود. در اغلب موارد فاضلاب تصفیهشده پالایشگاههای نفت جنوب با كمترين هزینهی ممكن به دریاها منتهی میشود. آب مینی پالایشگاه دشت بیلو به کجا هدایت خواهد شد؟
4- مسلماً آب موردنیاز در واحد Utility پالایشگاه از حفر حلقههای چاه صورت میگیرد و این خود در درازمدت سبب کاهش سطح سفرههای آب زیرزمینی و نشست زمین میشود.
5- در طی فرآیند استخراج و فرآوری نفت و گاز و فعالیت پالایشگاه، معمولاً “مقادیر زیادی از گازهای بلااستفاده به سمت فلرها هدایت و سوزانده میشوند. این فرآیند، موجب آلودگی محیطزیست و هدر رفت منابع اقتصادی کشور میشود. براثر سوزاندن گازها در سامانه فلر، گازهای مختلف، ترکیبات مواد آلی فرار و ذرات معلق ازجمله SOX، NOX، CO و CO2، VOC و PM10 و PM2.5 در اتمسفر منتشر و باعث آلودگیهای فراوان جوی میشود و نتیجه این وضعیت، علاوه بر بروز بیماریهای تنفسی و ریوی، تشکیل بارانهای اسیدی (حاصل واکنشهای اکسید سولفور و نیتروژن با رطوبت موجود در هوا) خواهد بود که به هنگام نزولات جوی موجب تغییرات بیولوژیکی و شیمیایی در خاک و زمینهای کشاورزی میشود. آلودگی هوا با توجه به وسعت انتشار آلایندهها ازجمله مواردی است که همواره علاوه بر مسائل زیستمحیطی، تبعات اجتماعی متعددی را همراه داشته است.
6- در مواقعی، پالایشگاهها به دلایل گوناگونی چون تعمیرات، برای مدت کوتاهی از چند ساعت تا چند هفته، از فعالیت بازمیایستند. در این هنگام پالایشگاه قادر نخواهد بود نفتی که بهطور کامل فراوری نشده را به فروش برساند. متأسفانه در بیشتر مواقع، پالایشگاهها با بهرهگیری از روش چالههای سوزان (Burning pit) اقدام به سوزاندن پسماندهای سنگین نفتی میکنند که آلودگی هوای ناشی از سیستم Burn pit ها بسیار شدید و خطرناک بوده و این روش در دنیا منسوخ و متوقفشده است.
7- دشت بیلو، روستاهای اطراف دریاچه و خود دریاچه از مناطق تفریحی و از پتانسیلهای جذاب گردشگری منطقه بشمار میروند. راهاندازی چنین پروژهای و احتمال توسعه آن در آینده و ایجاد صنایع مرتبط، نهتنها چهرهی منحصربهفرد این مناطق را دگرگون خواهد کرد بلکه عاملی تهدیدکننده برای صنعت اکو توریسم این شهرستان که نقش مهمی در تأمین معاش عده زیادی از شهروندان دارد، خواهد بود.
8- از یاد نبریم فجایع و اتفاقات ناگوار زیستمحیطی نظیر خشک شدن دریاچهها و تالابها، ریز گردها، خشک شدن زمینهای کشاورزی، خشکسالی، فرسایش خاک و نشست زمین یکشبه به وجود نیامدهاند بلکه در مدت چندین ده سال بیتوجهی پدیدار گشتهاند. در اغلب موارد میتوان تخلفات شدید از آییننامههای زیستمحیطی را یکی از عوامل اصلی این فجایع دانست (برای نمونه احداث بیرویه سدها و عدم مدیریت صحیح منابع آب که به خشک شدن دریاچهها و تالابها انجامیده است). متأسفانه در بیشتر موارد، این تخلفات عامدانه صورت گرفته و سود اقتصادی و منافع سیاسی و ژئوپلیتیکی بر ملاحظات زیستمحیطی و اجتماعی پیشی گرفته است.
اکثر پالایشگاهها و پتروشیمیهای کشور (چه در مقیاس کوچک و چه در مقیاس بزرگ) بهعنوان منشأ آلایندههای زیستمحیطی در آب، خاک و هوا شناختهشدهاند و متأسفانه در بیشتر موارد سیستمهای کنترل و پالایش آلایندهها و همچنین نحوه مدیریت مواد زائد جامد بهصورت معیوب و ناکارآمد فعالیت میکنند. طبق ضوابط موجود در آییننامههای زیستمحیطی، احداث پالایشگاه و پتروشیمی با توجه به نشت مواد آلاینده باید دور از مناطق مسکونی (روستایی و شهری)، حیاتوحش، جنگلها، دریاچهها، مناطق تحت حفاظت سازمان و تالابهای بینالمللی و سفرههای آب شرب باشد. باعث تعجب است که چگونه ارگانهای متولی دریاچه زریبار (اداره محیطزیست، اداره آب، جهاد کشاورزی، شیلات و شهرداری) که هرکدام از منافع تالاب سهم خاصی برای خود دارند با ایجاد چنین پروژهای حساس در مجاورت دریاچه همراه با تخریب و تهدید زمینهای کشاورزی و ایجاد مخاطره برای منابع آبهای سطحی و زیرزمینی در منطقه دشت بیلو موافقت کردهاند! نکته جالبتوجه این است که ستاد نجات بخشی تالاب زریبار زیر نظر استانداری اداره میشود و این در حالی است که خود استانداری یکی از مشوقین اصلی این پروژه قلمداد میشود که در نوع خود میتواند تناقضی در جهت توسعه پایدار این منطقه باشد. تالاب زریبار علیرغم هشدارهای جدی و نامهنگاریهای متعدد دلسوزان محیطزیست با مسئولین مربوطه در سطح شهرستان، استان و کشور هنوز با مشکلات پیچیده متعددی روبرو است (ضعف آشکار مدیریتی تالاب) و دیگر توان روبرو شدن با معضلی بهغایت بزرگتر را ندارد. آیا هنوز وقت آن نرسیده است که مسئولان و مدیران اجرایی استان از نتایج طرحهای مشابه و بهظاهر اشتغالزای ایجادشده در بعضی از مناطق کشور که متأسفانه اغلب بدون در نظر گرفتن تبعات زیستمحیطی و اجتماعی آنها بوده و نهایتاً هم منجر به نابودی طبیعت و سلامتی شهروندان و مهاجرت گسترده آنها به کلانشهرها شده است، الگو بگیرند؟!
نکاتی در مورد ملاحظات اقتصادی این طرح و ذکر چند پیشنهاد
1- چندین سال است کامیونهای نفتکش و تریلرهای باربر در جاده مریوان-سنندج در ظرفیتی بسیار بالاتر از کیفیت کنونی این جاده، تردد میکنند و همین امر سبب بروز حوادث دلخراش و جبرانناپذیری در این جاده (قتلگاه) برای همشهریان مریوانی و غیر مریوانی شده است. رفتوآمد بیشازاندازهی تریلرها نهتنها چهره شهرستان مریوان را زشت کرده است بلکه هرساله خسارتهای جبرانناپذیری به زیرساختهای این جاده وارد میکند. سؤال اینجاست كه آیا مسئولین محترم نمیتوانستند گوشهای از درآمد میلیون دلاری بازارچه مرزی باشماق مریوان را صرف ترمیم اساسی جاده مریوان- سنندج برای این هیولاهای مرگ کنند؟ مگر ظرفیت و توان یک مینی پالایشگاه چقدر خواهد بود که منجر به کاهش قابلملاحظه تردد این تریلرها شود؟ مگر مسیر نهایی نفت پالایششده کجا میباشد و از چه طریقی منتقل خواهد شد؟
2- همانطور که پیشتر بیان گردید؛ گویا یکی از دو هدف اصلی این طرح ایجاد اشتغال پایدار در این منطقه است. ایجاد اشتغال برای 500 نفر که بهیقین و در خوشبینانهترین حالت کمتر از 100 نفر از این تعداد از بومیان منطقه خواهد بود (چیزی در حدود 20%)، چراکه پالایشگاه به نیروی متخصص نیاز دارد. نگاهی به پالایشگاههای نفت و گاز در مناطقی چون اهواز و بوشهر نشان میدهد که درصد ناچیزی از بومیان این مناطق توانستهاند جذب چنین صنایعی شوند. اصولاً آیا میتوان ادعا کرد که بوشهر و اهواز از مناطق توسعهیافته کشورند و مشکل اشتغال ندارند؟ این مناطق هنوز درگير مشكلات زیستمحیطی ناشی از نشت آلایندههاي نفتي و نبود آب آشامیدنی سالم میباشند. برای نمونه توسعه صنعتی در منطقه عسلویه شغل بسیاری از ساکنان بومی این منطقه را از صیادی و کشاورزی به رانندگی تغییر داده است (عدم توجه به مؤلفه اجتماع در توسعه پایدار). لازم به ذکر است لزوماً هر طرح اقتصادی سودآور در راستای توسعه پایدار گام برنمیدارد و موجبات اشتغال پایدار را فراهم نمیسازد.
3- ازآنجاکه مواد خام نفتی این مینی پالایشگاه از کوردستان عراق تأمین خواهد شد، اگر کوردستان عراق بنا به دلايلي از انتقال نفت خام به مینی پالایشگاه مریوان ممانعت به عمل بیاورد، آیا چنین طرحی همچنان از توجیه اقتصادی بالایی برخوردار خواهد بود؟ به نظر، منطقیتر آن است اجرای چنین طرحی در کوردستان عراق تحت لیسانس شرکتهای نفتی ایرانی صورت پذیرد، كه هم ازلحاظ اقتصادی مقرونبهصرفه تر میباشد و هم از ریسک پایینتری برخوردار خواهد بود.
4- شهرستان مریوان با داشتن زمینهای حاصلخیز، میزان بالای نزولات جوی، آبوهوای مناسب برای کشت بیشتر محصولات کشاورزی و دسترسی آسان به منابع آبی میتواند با استفاده از تکنولوژیهای روز، به قطب کشاورزی استان و حتی کشور تبدیل شود و زمینه اشتغال جوانان تحصیلکرده و یا جویای کار را در این بخش فراهم کند. شایانذکر است، برای نمونه کشور هلند با مساحتی اندکی بیش از یکچهلم ایران به جهت بهرهوری در تولید محصولات کشاورزی و دامی در صدر جهان قرار دارد. هلند در سال 2014 میلادی بالغبر 80 میلیارد و 700 میلیون یورو صادرات محصولات کشاورزی و دامی داشته است که از این حیث نیز مقام دوم را پس از آمریکا داراست، درصورتیکه نه دارای آبوهوای مناسب برای کشاورزی و نه دارای زمینهای مرغوب و حاصلخیز میباشد. كشت گلخانهای از مهمترین ویژگیهای بارز كشاورزی هلند به شمار میرود و بخش اعظم گل و گیاه، میوه و سبزی و صیفی در گلخانههای بسیار پیشرفته این كشور تولید میشود. سرمایهگذاری صحیح مطابق با نیازهای روز و استفاده از دانش و تکنولوژی روز کشاورزی میتواند باعث شکوفایی چشمگیر این صنعت در شهرستان شود که خود گامی مثبت در جهت توسعه پایدار تلقی میشود (اين بند در قالب پيشنهاد عرضهشده است).
5- گردشگري یکی از پویاترین فعالیتهای اقتصادي عصر حاضر است بهطوریکه امروزه بخش عظیمی از درآمد کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، مالزی و ترکیه از این طریق فراهم میشود. شهرستان مریوان نیز با برخورداری از جاذبههای طبیعی و فرهنگی فراوان، در جهت جذب سرمایهگذاری در این حوزه میتواند گزینهای مناسب و قابلاعتماد باشد که متأسفانه تاکنون از پتانسیل موجود به نحو احسن استفادهنشده است. سرمایهگذاری صحیح و شفاف با رعایت اصول حفاظت از محیطزیست در این بخش از صنعت میتواند به بهبود زیرساختهای گردشگری (زیرساختهای حملونقل، هتلها، رستورانها، فروشگاهها و…)، فراهم آوردن زمینه لازم برای رشد صنایعدستی و کارهای هنری کمک شایانی نماید (اين بند در قالب پيشنهاد عرضهشده است).
کوتاهسخن اینکه بهعنوان یک شهروند مریوانی بههیچوجه مخالف توسعه در بخش صنعت در این منطقه محروم اما بسیار غنی نیستم اما شرط اصلي، توسعه پایدار میباشد. توسعه صنعتی بدون برنامهریزی دقیق و علمی در خصوص مسائل اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی نهتنها در رفع بحران بیکاری جوانان این شهرستان توفیقی نخواهد داشت بلکه ماهیت اصلی خود را نیز از دست خواهد داد و زمینهساز بروز ناهنجاریهای مختلفی در بخشهایی از جامعه خواهد شد. شهرستان مریوان با داشتن بازارچه مرزی و درآمد میلیون دلاری آن در سال، زمینهای حاصلخیز برای کشاورزی و دامداری و همچنین طبیعت بکر و بسیار غنی برای توسعه پایدار صنعت گردشگری، دارای بیشترین پتانسیل برای حل بحران بیکاری است.
اما چنین طرحی (مینی پالایشگاه نفت) نه مشکل اشتغال در شهرستان مریوان را میتواند حل کند و نه قادر است بار ترافیکی جاده مریوان را بهطور فراوانی کاهش دهد بلکه احداث آن در مکان تعیینشده، تهدیدی بسیار جدی برای زمینهای کشاورزی، تالاب و آبزیان، آب شرب و سلامتی ساکنین این منطقه خواهد بود و در ادامه با تغییر کاربری اراضی کشاورزی، نهایتاً منجر به بحران بیکاری کشاورزان این منطقه و موج گسترده مهاجرت به شهر خواهد شد. آیا بااینوجود باز میتوان اصرار داشت این طرح در راستای خدمت به این شهرستان گام برمیدارد؟!
بخشی نگری و نبود مطالعه جامع و همهجانبه در چنین طرحهایی میتواند منطقه را با مشکلات و چالشهای جدی و جدیدی در حوزههای مختلف روبرو سازد. لذا با توجه به موارد فوقالذکر و نگرانیهای موجود، “دشت بیلو ” بههیچعنوان مکان مناسبی برای اجرای این طرح و صنایع وابسته به آن در آینده، ارزیابی نمیشود و تعیین هر مکان دیگری در این شهرستان با رعایت اصول دقیق ارزیابی زیستمحیطی و مدنظر قرار دادن مؤلفههای توسعه پایدار (محیطزیست، اقتصاد و اجتماع) از اهم اولویتهای اجراي اين طرح باید باشد. امید است مسئولین و کارشناسان ذیربط با شفافیت و تعهد بیشتری بدون جهتگیریهای حزبی و رقابتهای جناحی و همچنین دوستداران محیطزیست بااطلاع رسانی درست و پیگیریهای بهموقع، لزوم بازبینی مجدد این طرح را بهطورجدی مدنظر قرار دهند تا بیشتر از این شرمنده خودمان و نسلهای آینده نباشيم.
این مطلب در شمارە دهم (مرداد ۱۳۹۵) ماهنامە چیا بە چاپ رسیدە است.











متاسقانه دشمنی با طبیعت و تخریب محیط زیست در از جانب دولت و نهادهای حکومتی روز به روز ابعاد گسترده تری به خود میگیرد، و تغییرات مخرب رویداده تا کنون به جز منافع اقتصادی یا سیاسی برای عده ای خواص توجیه قابل ارائه یی ؛ منطقی و علمی به نظر نمی رسد! پروژه های مخرب سد سیروان، انتقال و کانالکشی رودخانه زاب و جدیدا هم احداث مینی پالایشگاه تزئینی در دشت بیلو و در مجاورت دریاچه طبیعی زریوار خیانت به قطب توریستی و منابع طبیعی ایران زمین است.
در خوشبینانه ترین حالت این رویکرد ضداخلاقی نتیجه ناکارآمدی بخشی از بدنه دولت و وزارت محیط زیست است، که بیشک طعم تلخ این پروژه ی تراژیک را در آینده ای نه چندان دور فرزندان و آیندگان این مرزو بوم خواهند چشید و کارنامه سیاه تباهی و تخریب زیست محیطی ازان این دولت و در نهایت این وزارت خوانه خواهد بود . در کمال احترام مردم کردستان خواهان لغو و متوقف کردن تمامی پروژه های فاقد استاندارد زیست محیطی در کردستان و ایران هستیم، پروژه هایی که هر رهگذری توانایی تشخیص مخرب بودن آن ها را دارد!!