سازمان ملل متحد، سال 2005 تا 2014 را بهعنوان دهه آموزش توسعه پایدار نامگذاری کرده است. در این فرایند دهساله، هر کشوری فرصت بهرهگیری از آموزش و یادگیری ارزشها، رفتارها و سبک زندگی لازم برای توسعه پایدار را دارد. آموزش توسعه پایدار باید اهمیت مسائلی مانند منابع طبیعی، آب، انرژی، کشاورزی و تنوع زیستی و غیره را برجسته نماید و به افراد بیاموزد که چرخه زیستی ما به اکوسیستم وابسته است. این فرایند آموزشی به جامعه جهانی کمک میکند تا خود را با رفتارهای جدید مخصوصاً در حفاظت و استفاده از منابع طبیعی که برای توسعه و بقای انسان مهم هستند، وفق دهد (عبدالسلام و همکاران، 2009: 344) و زمینه لازم برای شکلگیری جامعه پایدار که سبک زندگی، الهامات و ارزشهای افراد با محیطزیست طبیعی هماهنگ است را فراهم نماید. اما در کشور ما توسعه پایدار بهمانند بسیاری از مفاهیم، تعریفی دیگر دارد و بومیسازی قابلتأملی صورت گرفته است. گاهاً میبینیم طبیعت باید خود را با پروژه و طرحهای مخرب وفق دهد یا مثلاً ارزیابی زیستمحیطی که با آن سد گتوند و داریان را میسازند!
مکان یابی نامناسب، اشتباهی بزرگ از سوی کارشناسان و برنامهریزان
شهرستان مریوان به دلیل موقعیت جغرافیایی، جنگلی و کوهستانی بودن و داشتن دریاچه زریبار، از مناطق دیدنی و توریست پسند ایران است که هرساله بر تعداد گردشگرانش افزوده میشود که اصلیترین بهانه حضور آنها در مریوان، وجود دریاچه زیبای زریبار است. حضور بیش از دههزارنفری مردم مریوان در روز جهانی تالابها در سال 93 در مراسم “روژیکم بو زریبار ” نشان از جایگاه زریبار و اهمیت آن برای مردم است. پس حضور در این عرصه و مکان بانام توسعه بسیار حساس است.
در بهمنماه سال گذشته بود که بهصورت رسمی اخباری از احداث نخستین مینی پالایشگاه غرب کشور در شهر مرزی و محروم مریوان با سرمایهگذاری صندوق ذخیره فرهنگیان، اتخاذ آخرین فنّاوری روز دنیا و با کارشناسی تیمهای بزرگ زیستمحیطی منتشر شد که شرایط مناسب پیشرفت و ایجاد رقابت و اشتغالزایی زیادی را فراهم میکند. در ادامه این خبرها آمده است که موضوع زیستمحیطی و مخاطرات آلودگی این پالایشگاه برای دریاچه زریبار در اولویت اول تیم کارشناسی قرار دارد.
در صنايع پالايشگاهي و پتروشيمي، بر اساس نوع مواد مصرفي و توليدي و همچنين مرحله فرآيندها، نوع و ميزان آلایندگیهای اين صنايع، متفاوت است. بدين معني كه در فرآيندهاي مختلف، امكان آلودگي در سه مرحله جمعآوری مواد اوليه، توليد و تبديل مواد واسطه، جمعآوری و انبار مواد تولیدشده محتمل میباشد.
مکان یابی مینی پالایشگاه مریوان در دشت بیلو با فاصله کمی از شمال تالاب زریبار، قرار گرفتن در مسیر آبخوان و سفرههای زیرزمینی مهم آب مریوان، آبریز زریبار و چاههای کشاورزی که در صورت موافقت با این طرح، اشتباه بزرگی از سوی کارشناسان و برنامهریزان است.
در زمينة استقرار صنايع پالایشگاهی و امثال آن در مجاورت مناطق حساس چون تالابها، دریاچهها و آبهای آزاد، در کشور ما منافع اقتصادي نسبت به مصالح زیستمحیطی ترجيح دادهشده است در موارد متعدد، دیدهشده كه پس از آغاز عملیات عمراني و ساخت بخشهای مختلف یک پروژه، به دليل فشار انجمنهای مردمنهاد و سازمان حفاظت محیطزیست، مجري به مطالعات زیستمحیطی میپردازد! و یا ارزیابیهایی كه صحیح صورت نمیگیرد؛ نمونه اخیر آن احداث و آبگیری سد داریان بود که بعد از ساخت سد و صرف هزینههای هزارمیلیاردی، اعلام نظر سازمان حفاظت از محیطزیست کل کشور برای توقف آبگیری بسیار جای تأسف بود. در مورد این مینی پالایشگاه هم در حالی که ارزیابی زیست محیطی آن منتشر نشده و کارشناسان این حوزه هم در ظاهر اعلام مخالفت نموده اند، اما باز خبر از احداث و کلنگ زنی آن در آینده نزدیک می رسد.
اشتغالزایی، بهانهای برای نابودی زریبار
افشاگریهای صورت گرفته در زمستان گذشته در مورد آلودگی نفتی پالایشگاه تهران نمونه بارزی از وضعیت صنایع پالایشگاههای نفتی در کشور است. در این افشاگری مدیرکل سابق دفتر آبوخاک سازمان حفاظت از محیطزیست از آلوده شدن زمینهای اطراف پالایشگاه در 15 سال گذشته خبر داد و گفت: “مسئولان وقت برای سرپوش گذاشتن عملکرد خود فقط زمینهای آلوده را خریداری کردند و دور آن حصاری کشیده و به تملک پالایشگاه درآوردند، چراکه کاربری آنها از بین رفته بود “.
تهران که پایتخت ایران است چطور از آخرین فنّاوری روز دنیا بیبهره ست اما مینی پالایشگاهی در شهر مرزی و محروم مریوان به آخرین تکنولوژی روز دنیا مجهز میشود، همچنین کدام تکنولوژی و کارشناسی میتواند بیخطر بودن آن را تضمین کند که مسئولین اینگونه اطمینان خاطر میدهند!
مهمترین جنبه در نظر گرفتهشده در طرح به گفته مسئولین، تأکید بر جنبه اشتغالزایی آن است، آیا شهرستان مریوان پذیرای هیچ طرح اشتغالزای دیگر با در نظر گرفتن استعدادهای منطقه نیست؟
ازجمله مهمترین کارکرد تالابها ایجاد انواع فرصتهای شغلی و بهره بردای و توسعه بخشهای مختلف کشاورزی ودامپروری است، طبق آخرین مطالعات صورت گرفته توسط انجمن سبز چیا، حداقل ده روستا در اطراف تالاب زریبار و بیش از 500 خانوار از شهر مریوان بهصورت مستقیم منابع درآمدیشان از تالاب زریبار تأمین میشود که با احداث مینی پالایشگاه و ظهور اولین اثرات زیانبار زندگی بومیان تالاب زریبار و تنوع زیستی گیاهی و جانوری در معرض تهدید قرار میگیرد.
آیا ایجاد یک پالایشگاه با فرصت شغلی در خوشبینانهترین حالت برای پانصد نفر (با توجه به میزان 470 میلیارد سرمایه صندوق ذخیره فرهنگیان، برای ایجاد هر شغل برای هر نفر حدود یک میلیارد هزینه در بردارد) آنهم برای نیروهای متخصص که اغلب بومی منطقه نخواهند بود، درست است که زریبار با این هم فرصت و مزیت را بهسوی مرگ و نابودی زیستی سوق داد؟
آیا اگر 470 میلیارد تومان را صرف زیرساختهای اکوتوریستی و گردشگری استان و نه فقط مریوان و زریبار بکنیم، بیش از پنج هزار نفر را هم نمی توان صاحب شغل کرد و به طیعت و زریبار هم آسیبی نرساند؟
لطف نمایید جهت روشن شدن افکار عمومی و آشنایی مردم منطقه، اسامی اعضای کمیته ارزیابی محیطزیست یا همان تیم بزرگ کارشناسی که آینده زیستمحیطی منطقه در طرح مذکور بر اساس تصمیم آنان تعیینشده، با ذکر مسئولیتها و میزان آشنایی آنان از منطقه محل اجرای طرح و موضع رسمی خود اداره کل محیطزیست استان از ریاست تا کارشناسان محترم آن نسبت به طرح اعلام شود.
کسی مخالف توسعه، اشتغال و رفاه حال مردمان کوردستان نیست؛ اما آیا همیشه باید ایجاد یک صنعت و اشتغال جدید، زمینهساز نابودی و به خطر افتادن صنعت و اشتغالی دیگر و باعث تهدید محیطزیست که درنهایت نابودی سلامتی و زندگی انسانهاست، شود؟
با احداث پالایشگاه در دشت بیلو؛ زریبار، کشاورزی منطقه، زیستبوم طبیعی و تفریحگاه مردم مریوان نابود میشود
ویژگی بارز تالاب زریبار این بود که نهتنها هیچ رودخانهای به آن وارد نمیشد بلکه رودخانه هم از آن خارج میشد اما شما چکار کردید؟ طرحهای توسعهای نامعقول در زریبار مثل احداث دایک خاکی به بهانه توسعه بخشهای مختلف کشاورزی، قطع مسیرهای مهاجرت ماهیان و انقراض ماهیان بومی، استفاده از زریبار بهعنوان استخر بزرگ پرورش ماهیان غیربومی، انحراف رودخانه “چهمی گهوره ” و ورود رسوبات در حجم بالا، ورود فاضلابهای شهری و روستایی به تالاب و بسیاری طرحهای کوچک و بزرگ دیگر که همه زخمی شدهاند بر پیکره نیمهجان زریبار و اکنون نوبت به طرح و توسعه ای دیگری رسیده است.
اما بعد از گذشت چندین سال آیا اکنون کسی در اشتباه بودن دایک خاکی و انحراف رودخانه به زریبار شک دارد؟ پروژههایی برای توسعه پایدار، نهتنها شکست خورد بلکه اکنون بلای جان زریبار شده است. اصولا نمی توان توسعه را با مرگ یک مجموعه زیستی و یا یک اکوسیستم به وجود آورد و این درک پایین ما از محیط زیست را می رساند که مرگ و نابودی زیستگاه های انسانی، جانوری و گیاهی را در قالب سد سازی و امثال آن، توسعه بنامیم.
کاش یادمان باشد تا چه میزان نسبت به نابودی میراث مشترکمان نقش داریم، یادمان باشد که با سکوتمان چه بر سر خود می آوریم، یادمان باشد که کسانی هشدار می دادند و ما جدی نمی گرفتیم.
در این سرزمین زیستبومهایی عظیم بهسرعت در حال نابودیست که دنیا آرزوی دیدن و یا داشتن چنین زیستبومهایی را دارد. بدون شک فرزندان ما در آینده قضاوت بسیار بد و تلخی از عملکرد امروز شما خواهند داشت.
دشت بیلو با فاصله کمتر از دو کیلومتری تالاب زریبار در حوضه آبریز این تالاب قرار دارد و از مناطق مهم زیستگاهی حیات وحش منطقه است که کلونی های لک لک های سفید و گونه های زیاد پرندگان دیگر تالاب زریبار در آن تغذیه می کنند ، به همین خاطر در ماه گذشته از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام شد تا در صورت ارتقاء کیفی و کمی حیات وحش آن در آینده به لیست مناطق حفاظت شده بپیوندد که نشان از غنای زیستی این منطقه دارد، همچنین دشت بیلو محل معیشت و امرار معاش کشاورزان و روستائیانی که در شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه با آن زندگی خود و خانواده را تامین می کنند.
” دشت بیلو” هم ازجمله تفرجگاههایی هست که در طول قدمت خود مردم منطقه از آن بهعنوان محلی برای گردش و تفرج استفاده کردهاند که متأسفانه در سالیان گذشته با قرق کردن، حصار کشی و ایجاد شهرک صنعتی، روزبهروز محدودتر شده است.
آزموده را آزمودن خطاست و فردا بازگشتی برای آنچه رخداده نیست و هرچه سریعتر نیاز است که بهصورت رسمی مکانیابی مینی پالایشگاه واقع در دشت بیلو در نزدیکی دریاچه زریبار موردبازنگری قرار گیرد چراکه در آینده نزدیک می تواند تهدید جدی برای تالاب زریبار نگین غرب کشور، منابع آبی، کشاورزی و در بلند مدت برای جنگل های بلوط و سلامتی مردم منطقه باشد.
این مطلب در شمارە دهم (مرداد ۱۳۹۵) ماهنامە چیا بە چاپ رسیدە است.










ببخشید این مقاله که نوشتی از چند و چون کار این پروژه اطلاع دارید یا فقط مغرضانه در مورد هر مطلبی که عنوان میشود نظر کارشناسی ارایه میدهی