همه ما در ارتباطات روزمره خود با دیگران، این سخنان را میشنویم که سالها پیش اینهمه سیل و ویرانی، اینهمه بلا و مصیبت، اینهمه تخریب و خسارت وجود نداشته است. سالها پیش سرطان با این شدت وجود نداشت. سالها پیش دیابت، نازایی، بیماریهای مادرزادی، نفس آدمهای کره زمین را به شمارش نیانداخته بود؛ اما متأسفانه امروزه من و شما هرروز شاهد چنین اتفاقات ناگوار و ویرانگری هستیم. شاید اگر به این موضوع فکر کرده بودیم که دلیل تمام این بیماریها و بلایای طبیعی، به هم زدن تعادل طبیعت توسط ما انسانها صورت گرفته است کمی در اعمال و رفتار خودمان تأمل و تفکر میکردیم. تعادل بین خاک و آبوهوا تنها دلیل وجود زندگی بر روی کره زمین است. اگر در کرات دیگر آبوهوا موجود باشد، میزان و ترکیب آنها با زمین متفاوت است و درجات گرما و سرما در دیگر کرات برای زندگی انسان مناسب نیست؛ اما ما انسانها که زمانی بخشی از طبیعت بودیم و دوشادوش با طبیعت پیش میرفتیم اینک با گستاخی تمام پیش روی طبیعت ایستاده و به بزرگترین بلا برای جان طبیعت تبدیلشدهایم. ما انسانها با خود لقب اشرف مخلوقات و جانشین خداوند بر زمین را یدک میکشیم غافل از اینکه نهتنها بهعنوان جانشین به وظایف خود عمل نمیکنیم بلکه بدون در نظر گرفتن تعادل طبیعت، کمر همت به نابودی زمین و سایر موجودات دیگر بستهایم. عملکرد جامعه انسانی در چند دهه گذشته و برخلاف شعارهای انسانی و اخلاقی، بسیار شرمآور است و برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بارها شنیدهشده که گفته میشود، حفاظت از محیطزیست و منابع طبیعی کار دولت است و از دست مردم کاری ساخته نیست؛ صدالبته که سیاستگذاریهای کلان در این زمینه وظیفه دولت است اما ثابتشده که همیشه شعار دولتها بیشتر از اعمال آنان است پس نباید به امید دولتها بنشینیم بلکه باید با آموزش و آگاه ساختن مردم، تشویق و جمعکردن آنها به حضور در سازمانهای مردم نهادی که آرمانشان نجات طبیعت است، بکوشیم تا گامی در راستای حفظ تعادل طبیعت برداریم. جایگاه ایران در رتبهبندی بین کشورهای جهان در حفاظت از محیطزیست، جایگاه شرمآوری است و نشاندهنده ناآگاهی و بیسوادی مردمان سرزمینی است که مدعی فرهنگ و تمدن چندین هزارساله هستند اما همین مردم و مسئولین مدعی، بهراحتی دست به تخریب منابع طبیعی میزنند، جنگلها را بهعمد آتش میزنند، آبهای زیرزمینی را آلوده میکنند، بهراحتی به حریم حیوانات تجاوز میکنند، در شهرها و توسط شهرداریها سگها را میکشند اما هیچکس نبوده و نیست تا از این جنایات جلوگیری کند؛ و چهبسا که اینکارهای قبیح را جنایت نمیدانند و با گستاخی تمام خود را مالک زمین و موجودات دیگر میدانند غافل از اینکه وجود این افکار در ذهن ما انسانها تنها و تنها به دلیل نبود آگاهی و سواد زیستمحیطی شکلگرفته است.
اگر در کتابهای درسی ما بجای مطرح کردن مباحث بیاهمیت، به آموزش مسائل زیستمحیطی میپرداختند و با تکرار اهمیت این مقوله مهم و حیاتی، آن را نهادینه کرده بودیم روزانه شاهد اینهمه تعارضات نبودیم. اگر بجای صرف بودجههای کلان از طرف دولت که به بهانه توسعه در بسیاری از نقاط تعادل طبیعت را برهم زده است، بودجه بسیار اندکی صرف فرهنگسازی برای حفظ محیطزیست شده بود دیگر امروزه با اینهمه بحران زیستمحیطی روبرو نبوده و کمتر شاهد بروز بیماریهای لاعلاج و کشنده بودیم. به باور صاحبنظران در علوم پزشکی و زیستی، وقت بازگشت به دامان طبیعت و حفاظت از آن فرارسیده و باید همه در این مهم سهیم باشیم یعنی هم دولت دست از شعار بردارد و با کردار در حفاظت از محیطزیست، وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد و هم مردم با صیانت از منابع طبیعی ثابت کنند که به چنین جایگاه شرمآوری در ردهبندی جهانی راضی نیستند و با نگاهی به پشت سر و تأملی در رفتار و کردار اجداد خود، نسبت به طبیعت، عرق شرم جبین را پاککرده و با حسی عاشقانه، زمین، این مادر شایسته دوست داشتن را در آغوش بگیریم.
منبع: هفتەنامە ڕۆژان






ثبت دیدگاه