انسان دوست و حیوان دوست باشیم
09 ژانویه 2017 - 23:24
شناسه : 119688
بازدید 18
پ
پ

آرمان غفوری- عضو انجمن سبز چیا

این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم (جان اشتاین بک)
محمد باختر؛ سرباز فداکار مریوانی در حین خدمت وقتی که پستش را تمام کرد و می خواست به آسایشگاه برود که صدای ناله و فریاد سگی را شنید در آن سرمای زمستانی و برفی عجب شیر داخل سیم خاردار گیر کرده بود و برای نجات به یاریش شتافت، در این هنگام بعد از تلاش مکرر موفق به آزاد سازی سگ شد اما حادثه ی ناگوار گریبان گیرش شد و همان موقع سگ که آزاد گردید؛ مین منفجر شد، باعث قطع شدن پای راستش آن سرباز گردید. این کار نیک سرباز مریوانی باعث شد تمام شبکه های اجتماعی حتی رسانه ها از او سخن به میان بیاورند و تمامی انجمنهای مردم نهاد و فعالان مدنیت شهرهای مختلف این کار را تحسین کردند. در واقع یک آموزشی بود، برای تمام کسانی که همزیستی و مهربانی با حیوانات را تمرین کنند.
اینجاست که به سطح روشنفکری جامعه یی که آن جوان به دنیا آمده پی می بریم، در واقع این جوان هم در میان مردمانی بزرگ شده و شخصیت هایی را الگوی خود قرار داده است که کارهای بزرگتری انجام داده اند و به درجه والای انسانیت رسیده اند. اگر نگاهی به تاریخ شخصیت های زیست محیطی مریوان بندازیم خواهیم دید که همه ی آنها الگوهای پایداری برای جامعه خواهند بود.
كاوش من برای زيباشدن بسی عظيم نیست. اما چگونه آن را به‌دست آورم؟ چگونه بايد زندگی نمايم؟ با ضرورت آفريدن شخصيتی نوين از جنس تمدن و فرهنگ دوست روبه‌رو گشته‌ام؟ تضادی به ‌وجود می‌آيد؛ تضادی به‌نام «گسستن» آيا از نو مشاركت نمودن يا آموزش مجدد امكان ‌پذير است يا نه؟ اگر امكان‌پذير است بايستی مرد [شخصيت] خود را از نو بيافريند، در بازه های زمانی ما همچنان که روزانه تشنه ی آب هستیم، به همان اندازه و بیشتر نیازمند؛ آموزش هستیم برای دست یافتن به معنویت و همسو با انسان بودن در جامعه آن را بنوشیم؛ نخست با آگاهی، دوم با آزادی ‌خواهی و اراده، سپس با سرافرازی.
به آشيانه پرنده‌ای بنگريد، بعد یک دوره زمان کافی و کوتاه روی بلندترین شاخه و سخت ترین شرایط چندین نتیجه از خود را می پروراند و دنیای زیبایی را برای ما زلال تر از آب می کنند، اما شکارچی همچنان با ایده و گلوله وحشتناک خود؛ تمام زیبایی ها را نابود می سازد. نمونه مصداق و بارز آن کمیته آموزش انجمن سبز چیا می باشد که با شرایط پرنده زیبا چندین سال به آموزش در شهر و روستا پرداخته است.
ما طبيعت را همچون جامعه زنده می دانيم. اگر طبيعتی وجود نداشته باشد، انسانيت نيز وجود نخواهد داشت و اگر انسانيت نباشد،‌ طبيعتی در كار نخواهد بود. يعنی طبيعت و انسانيت متضاد با همديگر نيستند، بلكه برای همديگرند؛ از اين ‌رو اگر خواهان تداوم نسل بشريت هستيم بايد طبيعت نيز به زندگی خويش ادامه دهد برای آنكه با چنين معضلاتی روبرو نگرديم لازم است برخوردی ريشه‌ای داشته باشيم؛ نه اينكه به نتايج و پيامدهای آن گرفته شويم و همه طيف‌های جامعه را شامل شود و به جامعه خدمت نماید اگر این شیوه ی عمل کردن در چهارچوبی کوچک و خود رای بودن باشد، چیزی جزء تک بعدی بودن را نمایان نمی سازد و هیچ تاثیر گذار نخواهد بود حتی باعث جبهه گیری دسته های دیگر هم خواهد شد عاقبت آن به چه می ‌رسد؟
البته حیوان آزاری چه در گذشته و چه در زمان حال همچنان ادامه دارد و همین روزا بود که در روستاهای کردستان گوش و دم یک روباه را بریدند، نمی توان تصور کرد که انسانی صرفا به خاطر نوع اندیشه ای که دارد مورد غضب نیروهایی قرار گیرد که دردی را از آن که هیچ دوا نمی کند بلکه به حاد شدن تکرار آن فاجعه می افزاید و ما بایدفرهنگ سازی را برای جامعه از طریق آموزش آن برای تمام کسانی که هنوز در بیراهه زندگی می کنند عملی کنیم.
جامعه ی ما برای زیستن نیازمند همه ماست، باید زمینی را پاس بداریم که در کنار زندگی روزمره به سراسیمه ی دیگر مشکلات هم نگاه کنیم و تک بعد نباشیم و همه ما به تمام کارهایمان باور داشته باشیم و اینبار هم در کنار همزیستی در کنار حیوانات به انسانهایی که هر روز مورد آزار و اذیت از نوع بشر می گردند و هر روز بر کشت و کشتار کودکان و بزرگان(دسته جمعی) افزوده می شود و خشونت گریبان گیر جامعه شده است را فقط در یک هدف قرار ندهیم اینبار شخصیت هایی را ار جنس همزیستی آدم ها را تمرین کنیم چون این شیوه ی عمل کردن بصورت چرخشی می باشد و ناقص بودن و کم کار بودن آن نمی تواند زمینه ی چرخش جامعه را فراهم کند.

 

چاپ شدە در هفتە نامە ئآوات شمارە دوازدهم_13 دیماە 1395

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.