انجمن سبز چیا

انجمن سبز چیا

پاراستنی ژینگە، پاراستنی ژیانە

  • your-alt
  • your-alt
  • your-alt

ما ایستادە می‌میریم

اندازه فونت :
2020/07/03

علت مرگ: ورود بدون هماهنگی!!

اظهار نظر عجیب و خالی از هرگونه تخصص و آشنایی با محیط‌های جنگلی ای که دچار آتش سوزی می شوند و احساساتی خواندن کسانی که در عدم یا کمبود حضور مزدبگیران شما، دل بە آتش می زنند تا جان بلوط های زاگرس را نجات دهند؛ نه خالی از لطف، بلکه پر از عقده و تهی بودن مغز شماهاست، شماهایی که قهرمانان زاگرس را نمی شناسید، شماهایی که جرات فوت کردن یک شمع روشن را هم ندارید، جرات قرار گرفتن در شیبی تند همراە با شعله‌های آتش و بادی جهنم آسا در مغزتان نمی‌گنجد، حضور چهل ساعتە برای مهار آتش سوزی بدون هیچ امکاناتی با کولەای آب و نان خشک را چطور می‌فهمید؟
کسانی که از همه چیز خود می‌گذرند و به جنگل های زاگرس جان می‌بخشند را احساساتی خطاب نکنید، این ماییم کە با تمام وجود ارزش حتی یک برگ را می دانیم و با خود پیمان بستەایم کە شرافت زاگرس را حفظ کنیم، اگر چە با خشت جان خود.
کاربلد بودن فقط توانایی اختلاس نیست آقای مسئول، کاربلد بودن وجدان می خواهد؛ قلب بزرگ و احساس مسئولیت می خواهد، شرف می خواهد، و عزم.
ما دل بە آتش می‌زنیم و ایستاده مردن را بر کلام و شعار باطل ترجیح می دهیم چرا که از هر اراجیف پر زرق تکیه داده بر پست و‌مقام ناامیدیم.
آنانی که به شما گفته اند با شهیدان ما تماس گرفته تا برگردند دیگر چ صیغە ایست؟ جایی که این عزیزان جانشان را فدای جنگل هایشان کردند به لطف مسولان اصلا در دسترس نیست هر چند حنای این سیاه نمایی ها نیز دیگر پیش مردم رنگی ندارد.

آری؛ ما برای بلوط‌هایمان اینگونه می‌جنگیم و جان می‌دهیم. انتخاب کرده ایم که ایستاده بمیریم هر چند احساساتی و ناکار بلد خطاب شویم؛
ولی این نمکی که شما بر زخم می پاشید از خود آتش و واقعیت های موجود جانسوزتر است و البته که به خیر شما نیز هیچ امید نبود اما ای کاش شر نمی رساندید.
کمی بیاندیشید و چشم بسته لااقل دهانتان را به سخن نگشایید چراکه این نیروهای مردمی که شما می فرمایید بدون هماهنگی به پیکار آتش جنگل‌ها رفته اند و این عاقبتشان شده است را در آخرین عکس قبل از اعزام به منطقه ببینید، مطمئنا متوجه خواهید شد با هماهنگی کامل اداره شما و با ماشین اداری شما به منطقه مرەخیل رفته اند، همراه با همکاران شما و فرق این است که به قلب آتش زدن، کار هر کس نیست جز قهرمانان زاگرس، جز آنان که می فهمند در برابر طبیعت و ماندگاریش فداکاری تنها راه باقی مانده است.

آقای پشت میزنشین!
شمابگویید! با این حفاظتی که شما از جنگل ها کرده اید، چندین صد هکتار تبدیل بە باغ، ویلا، مزرعە، طرحهای ویرانگرِ غارتگرانە شدەاند!؟ چندین هزار هکتار ما بیابان شده است؟
شما بگوید! شما و امثال شما کدام پتەی مافیای سدسازان و چوب‌بران و غارتگران مواد اولیەی طبیعی را بر روی آب کشیدەاید! یا نە با توصیەهای آنچنانی دم فروبستید کە مبادا بە اِشِلِتان خط نیافتد و پشت میزتان بمیزید!
بگو تا بشماریم اعتراض شما و شماها بە شکافهای غیرقابل ترمیم جادەهای مخرب دکلهای مخابراتی، برق، گاز، باغ، ویلا، گاوداری، مرغداری و واحدهای دندان سفید و نیش‌کریھ ضدطبیعتی_صنعتی!
بگویید تا بشماریم پروازهای هواپیماهای آتش‌نشان باجرأت و سورتی‌های هلیکوپترهای بالگرددارانی کە شما و اقمار شماها را بر تارک محیطبانان نستوه و واقعی می‌گمارند و می‌نصابند!
بگویید از عرضە و غیرت آتش‌نشانان ایدەآلتان کە جرأت (یا چە می‌دانم اجازە و اهتمام) ورود مستمر شبانەروزی بە جنگل بریان و یا پرواز با هواپیما و بالگرد را بر عرصەهای گداختەی کوهستان را ندارند! شماها خبرهایتان را می‌شنوید و ابراز نظر می‌کنید؛ ما بلوط های تنهای زاگرس را می‌بینیم و جانمان را می‌دهیم.
احساسی یا عقلانی عهدیست که با یاران بسته ایم و تا آخرین درخت خواهیم ایستاد.

سوال خود را مطرح کنید :